پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴

جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا

ذره است این، آفتاب است، این کجا و آن کجا

دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای

ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا

ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب

تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا

جسم غم فرسود من چون آورد تاب فراق

این تن لاغر کجا بار غم هجران کجا

در لب یار است آب زندگی در حیرتم

خضر می‌رفت از پی سرچشمهٔ حیوان کجا

چون جرس با ناله عمری شد که ره طی می‌کند

تا رسد هاتف به گرد محمل جانان کجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
  2. غزل شمارهٔ ۷جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
  3. غزل شمارهٔ ۸ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
  4. غزل شمارهٔ ۹گل خواهد کرد از گل ما
  5. غزل شمارهٔ ۱۰نوید آمدن یار دلستان مرا
  6. غزل شمارهٔ ۱۱به قصد کوی تو بی‌رحم عاشقان ز وطن‌ها
  7. غزل شمارهٔ ۱۲روز وصلم به تن آرام نباشد جان را
  8. غزل شمارهٔ ۱۳مهی کز دوریش در خاک خواهم کرد جا امشب
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.