پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

بی‌مهری اگر چه بی‌وفا هم

جور از تو نکو بود جفا هم

بیگانه و آشنا ندانی

بیگانه کشی و آشنا هم

پیش که برم شکایت تو

کز خلق نترسی از خدا هم

بس تجربه کرده‌ام ندارد

آه سحری اثر دعا هم

در وصل چو هجر سوزدم جان

از درد به جانم از دوا هم

ای گل که ز هر گلی فزون است

در حسن رخ تو در صفا هم

شد فصل بهار و بلبل و گل

در باغ به عشرتند با هم

با هم ستم است اگر نباشیم

چون بلبل و گل به باغ ما هم

جز هاتف بی‌نوا در آن کوی

شاه آمد و شد کند، گدا هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰ای گمشده‌دل کجات جویم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم
  3. غزل شمارهٔ ۶۲جانا ز ناتوانی از خویشتن به جانم
  4. غزل شمارهٔ ۶۳دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
  5. غزل شمارهٔ ۶۴گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم
  6. غزل شمارهٔ ۶۵با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
  7. غزل شمارهٔ ۶۶هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
  8. غزل شمارهٔ ۶۷گواهی دهد چهرهٔ زرد من
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.