پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱

گوهرفشان کن آن لب کز شوق جان فشانم

جان پیش آن دو لعل گوهرفشان فشانم

گر بی توام به دامن نقد دو کون ریزند

دامان بی‌نیازی بر این و آن فشانم

خالی نگرددم دل کز بیم او ز دیده

اشکی اگر فشانم باید نهان فشانم

آیا بود که روزی فارغ ز محنت دام

گرد غریبی از بال در آشیان فشانم

سرو روان من کو هاتف که بر سر من

چون پا نهد به پایش نقد روان فشانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳دل من ز بیقراری چو سخن به یار گویم
  2. غزل شمارهٔ ۶۴گه ره دیر و گهی راه حرم می‌پویم
  3. غزل شمارهٔ ۶۵با چشم تو گهی که به رویت نظر کنم
  4. غزل شمارهٔ ۶۶هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
  5. غزل شمارهٔ ۶۷گواهی دهد چهرهٔ زرد من
  6. غزل شمارهٔ ۶۸بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
  7. غزل شمارهٔ ۶۹به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران
  8. غزل شمارهٔ ۷۰آن کمان ابرو کند چون میل تیر انداختن
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.