پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان

زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان

بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا

روز روشن شب تاری است که گفتن نتوان

تو گلی و سر کوی تو گلستان و رقیب

در گلستان تو خاری است که گفتن نتوان

چشم وحشی نگه یار من آهوست ولی

آهوی شیر شکاری است که گفتن نتوان

چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست

باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان

هاتف سوخته را لاله‌ صفت در دل زار

داغی از لاله عذاری است که گفتن نتوان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸بر خاکم اگر پا نهد آن سرو خرامان
  2. غزل شمارهٔ ۶۹به یک نظاره چون داخل شدی در بزم میخواران
  3. غزل شمارهٔ ۷۰آن کمان ابرو کند چون میل تیر انداختن
  4. غزل شمارهٔ ۷۱منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو
  5. غزل شمارهٔ ۷۲گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو
  6. غزل شمارهٔ ۷۳خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
  7. غزل شمارهٔ ۷۴بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
  8. غزل شمارهٔ ۷۵مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.