پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

مهر رخسار و مه جبین شده‌ای

آفت دل بلای دین شده‌ای

مهر و مه را شکسته‌ای رونق

غیرت آن و رشک این شده‌ای

پیش ازین دوست بودیم از مهر

دشمن من کنون ز کین شده‌ای

من چنانم که پیش ازین بودم

تو ندانم چرا چنین شده‌ای

ننشستی چرا دمی با من

گرنه با غیر همنشین شده‌ای

دل ز رشکم تپد چو بسمل باز

بهر صیدی که در کمین شده‌ای

غزلی گفته‌ای دگر هاتف

که سزاوار آفرین شده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
  2. غزل شمارهٔ ۷۸شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
  3. غزل شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
  4. غزل شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
  5. غزل شمارهٔ ۸۱کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی
  6. غزل شمارهٔ ۸۲شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی
  7. غزل شمارهٔ ۸۳ای که مشتاق وصل دلبندی
  8. غزل شمارهٔ ۸۴کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.