پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی

ناگوار است به من زندگی ، ای مرگ کجایی

چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم

کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی

چارهٔ درد جدایی تویی ای مرگ چه باشد

اگر از کار فرو بستهٔ من عقده گشایی

هر شبم وعده دهی کایم و من در سر راهت

تا سحر چشم به ره مانم و دانم که نیایی

که گذارد که به خلوتگه آن شاه برآیم

من که در کوچهٔ او ره ندهندم به گدایی

ربط ما و تو نهان تا به کی از بیم رقیبان

گو بداند همه کس ما ز توییم و تو ز مایی

بستهٔ کاکل و زلف تو بود هاتف و خواهد

نه از آن قید خلاصی نه ازین دام رهایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی
  2. غزل شمارهٔ ۸۳ای که مشتاق وصل دلبندی
  3. غزل شمارهٔ ۸۴کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
  4. غزل شمارهٔ ۸۵دو چشمم خون‌فشان از دوری آن دلستانستی
  5. غزل شمارهٔ ۸۶صبوری کردم و بستم نظر از ماه‌سیمایی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی،
  7. غزل شمارهٔ ۸۸زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۹ای که در جام رقیبان می پیاپی می‌کنی
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.