پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقد و گر ستم بوَد آن عنایت و این کرَم

همه از تو خوش بوَد ای صنم چه جفا کنی چه وفا کنی

همه‌جا کشی می لاله‌گون ز ایاغ مدعیانِ دون

شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان‌کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین که خدا‌نکرده خطا کنی

تو که هاتف از بَرَش این زمان رَوی از ملامت بیکران

قدمی نرفته ز کوی وی نظر از چه سوی قفا کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
  2. غزل شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
  3. غزل شمارهٔ ۸۱کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی
  4. غزل شمارهٔ ۸۲شستم ز می‌در پای خم، دامن ز هر آلودگی
  5. غزل شمارهٔ ۸۳ای که مشتاق وصل دلبندی
  6. غزل شمارهٔ ۸۴کوی جانان از رقیبان پاک بودی کاشکی
  7. غزل شمارهٔ ۸۵دو چشمم خون‌فشان از دوری آن دلستانستی
  8. غزل شمارهٔ ۸۶صبوری کردم و بستم نظر از ماه‌سیمایی
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.