پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

گردد کسی کی کامیاب از وصل یاری همچو تو

مشکل که در دام کسی افتد شکاری همچو تو

خوبان فزون از حد ولی نتوان به هر کس داد دل

گر دل به یاری کس دهد باری به یاری همچو تو

چون من نسازی یک نفس با سازگاری همچو من

پس با که خواهد ساختن ناسازگاری همچو تو

چون من به گلگشت چمن چون بشکفد آن تنگدل

کش خار خاری در دل است از گلعذاری همچو تو

رفتی و غم‌ها در دلم خوش آنکه باز آیی و من

گویم غم دل یک به یک با غمگساری همچو تو

از یار بگسل ای رقیب آخر زمانی تا به کی

باشد گلی مانند او پهلوی خاری همچو تو

هاتف ز عشقت می‌سزد هر لحظه گر بالد به خود

جز او که دارد در جهان زیبانگاری همچو تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
  2. غزل شمارهٔ ۷۵مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۷۶رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۷چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
  5. غزل شمارهٔ ۷۸شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
  6. غزل شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
  7. غزل شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۱کجایی در شب هجران که زاری‌های من بینی
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.