پرش به محتوای اصلی
هاتف اصفهانی هاتف اصفهانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

منم آن رند قدح نوش که از کهنه و نو

باشدم خرقه‌ای آنهم به خرابات گرو

زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنت

گو به میخانه در آی و ز نی و چنگ شنو

راز کونین به میخانه شود زان روشن

که فتاده‌است به جام از رخ ساقی پرتو

چه کند کوه کن دلشده با غیرت عشق

گر نه بر فرق زند تیشه ز رشک خسرو

هر طرف غول نوا خوان جرس جنبانی است

در ره عشق به هر زمزمه از راه مرو

منزل آنجاست درین بادیه کز پا افتی

در ره عشق همین است غرض از تک و دو

بستگی‌ها به ره عشق و گشایش‌ها هست

بسته شد هاتف اگر کار تو دلتنگ مشو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله
  2. غزل شمارهٔ ۷۴بود مه روی آن زیبا جوان چارده ساله
  3. غزل شمارهٔ ۷۵مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۷۶رفتی و دارم ای پسر بی تو دل شکسته‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۷۷چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می
  7. غزل شمارهٔ ۷۹چو نی نالدم استخوان از جدایی
  8. غزل شمارهٔ ۸۰روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جدایی
همه‌ی غزلیات ←

هاتف اصفهانی درباره‌ی هاتف اصفهانی

سید احمد حسینی متخلص به هاتف از شاعران قرن دوازدهم و دوران زندیه و افشاریه است. وی درنیمهٔ اول قرن دوازدهم هجری در شهر اصفهان متولد شد. اصلیت وی از اردوباد آذربایجان بوده است. وی در زادگاهش به کسب علوم متداول خاصه طب و حکمت پرداخت و با آذر بیگدلی و صباحی بیدگلی و رفیق اصفهانی معاصر و معاشر بود که همگی آنان از شاگردان م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.