پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی

سیف فرغانی

غزلیات

۵۸۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ملکست وصل تو بچو من کس کجا رسد
  2. شمارهٔ ۱۸۲ هرکه در عشق نمیرد به بقایی نرسد
  3. شمارهٔ ۱۸۳ دل شد ز دست و دست به دلبر نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ بسی گفتم ترا گر یاد باشد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ دل زنده بدرد عشق باشد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ سعادت دل دهد آنرا که چون تو دلستان باشد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ دین و دنیا از آن من باشد
  8. شمارهٔ ۱۸۸ این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد
  9. شمارهٔ ۱۸۹ عمر بی روی یار چون باشد
  10. شمارهٔ ۱۹۰ گر نور حسن نبود رو کی چو ماه باشد
  11. شمارهٔ ۱۹۱ هرچند دیده هرگز رویت ندیده باشد
  12. شمارهٔ ۱۹۲ مرا چندانکه در سر دیده باشد
  13. شمارهٔ ۱۹۳ دلبرم عزم سفر کرد و روان خواهد شد
  14. شمارهٔ ۱۹۴ زخاک کوی توبوی هوا معطر شد
  15. شمارهٔ ۱۹۵ فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد
  16. شمارهٔ ۱۹۶ دل تندرست گشت چو بیمار عشق شد
  17. شمارهٔ ۱۹۷ حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد
  18. شمارهٔ ۱۹۸ کسی که او بغم عشق مبتلا آمد
  19. شمارهٔ ۱۹۹ دل زدستم شد و دلدار بدستم نامد
  20. شمارهٔ ۲۰۰ ای که شیرینی تو شور در آفاق افگند
  21. شمارهٔ ۲۰۱ ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند
  22. شمارهٔ ۲۰۲ هر که یک شکر از آن پسته دهان بستاند
  23. شمارهٔ ۲۰۳ نه اهل دل بود آن کو دل از دلبر بگرداند
  24. شمارهٔ ۲۰۴ دلی کز وصل جانان بازماند
  25. شمارهٔ ۲۰۵ عاشقانی که مبتلای تواند
  26. شمارهٔ ۲۰۶ مقبل آن قومی که با تو عشق دعوی کرده اند
  27. شمارهٔ ۲۰۷ آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند
  28. شمارهٔ ۲۰۸ چه مرد عشق تو باشند خودپرستی چند
  29. شمارهٔ ۲۰۹ چو عاشقان تو عیش شبانه می کردند
  30. شمارهٔ ۲۱۰ مه و خورشید اگرچه رخ نیکو دارند
  31. شمارهٔ ۲۱۱ دلبر من که همه مهر جمالش دارند
  32. شمارهٔ ۲۱۲ قومی که جان به حضرت جانان همی برند
  33. شمارهٔ ۲۱۳ عاشقان روی یار از وصل و هجران فارغند
  34. شمارهٔ ۲۱۴ گر دوست حق عشق خود از ما طلب کند
  35. شمارهٔ ۲۱۵ یار ار بچشم مست سوی ما نظر کند
  36. شمارهٔ ۲۱۶ اول نظر که سوی تو جانان نظر کند
  37. شمارهٔ ۲۱۷ گر درد عشق در دل و در جان اثر کند
  38. شمارهٔ ۲۱۸ حسن رخ دوست جهان خوش کند
  39. شمارهٔ ۲۱۹ باز آن زمان رسید که گلزار گل کند
  40. شمارهٔ ۲۲۰ چون قهرمان عشق تو با هر که کین کند
  41. شمارهٔ ۲۲۱ آه درد مرا دوا که کند
  42. شمارهٔ ۲۲۲ اگر بخت و اقبال یاری کند
  43. شمارهٔ ۲۲۳ آنچه عشقت با دل ما می‌کند
  44. شمارهٔ ۲۲۴ عاشقان را که دل مرده زعشقت زنده است
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ای ماه اختران تو اندر زمین مهند
  46. شمارهٔ ۲۲۶ دردمندان غم عشق دوا می‌خواهند
  47. شمارهٔ ۲۲۷ گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود
  48. شمارهٔ ۲۲۸ غم عشق تو مقبلان را بود
  49. شمارهٔ ۲۲۹ آن زمانی که ترا عزم سفر خواهدبود
  50. شمارهٔ ۲۳۰ بتی که بر همه خوبان امیر خواهد بود
  51. شمارهٔ ۲۳۱ کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود
  52. شمارهٔ ۲۳۲ دولت نیافت هر که طلب کار ما نبود
  53. شمارهٔ ۲۳۳ دل عاشق رهین جان نبود
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بی تو دانی حالم ای جان چون بود
  55. شمارهٔ ۲۳۵ هرچند لطف عادت آن نازنین بود
  56. شمارهٔ ۲۳۶ گر جمله شهر صورت و روی نکو بود
  57. شمارهٔ ۲۳۷ دوشم اسباب عیش نیکو بود
  58. شمارهٔ ۲۳۸ با رخ خوب تو قمر چه بود
  59. شمارهٔ ۲۳۹ گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود
  60. شمارهٔ ۲۴۰ مشکل است این که کسی را به کسی دل برود

متن اشعار به نقل از گنجور.