پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

مرا چندانکه در سر دیده باشد

خیال روی تو در دیده باشد

ز عشقت چون نگه داردل خویش

کسی کو چون تو دلبر دیده باشد

بجز سودای تو هرچ اندرو هست

ز سر بیرون کنم گر دیده باشد

فلک گر چه بسی گرد جهان گشت

ولیکن چون تو کمتر دیده باشد

بدیگر جای آنرا کن حواله

که چون تو جای دیگر دیده باشد

رخ و قد ترا آنکس کند وصف

که ماهی بر صنوبر دیده باشد

دهانت را کسی داند صفت کرد

که او در پسته شکر دیده باشد

نپندارم که خورشید جهان گرد

ترا جز سایه همسر دیده باشد

کسی کو در عرق بیند رخ تو

بگل بر آتش تر دیده باشد

اگر با سیف فرغانی نشینی

گدا خود را توانگر دیده باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴زخاک کوی توبوی هوا معطر شد
  2. شمارهٔ ۱۹۵فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد
  3. شمارهٔ ۱۹۶دل تندرست گشت چو بیمار عشق شد
  4. شمارهٔ ۱۹۷حسن تو بر ماه لشکر می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۹۸کسی که او بغم عشق مبتلا آمد
  6. شمارهٔ ۱۹۹دل زدستم شد و دلدار بدستم نامد
  7. شمارهٔ ۲۰۰ای که شیرینی تو شور در آفاق افگند
  8. شمارهٔ ۲۰۱ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.