فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ ای نور دیده دیده ز (روی) تو نور یافت
- شمارهٔ ۱۲۲ عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت
- شمارهٔ ۱۲۳ دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفت
- شمارهٔ ۱۲۴ جانم از عشقت پریشانی گرفت
- شمارهٔ ۱۲۵ یار دل بر بود و از من روی پنهان کرد و رفت
- شمارهٔ ۱۲۶ زهی جهان شده روشن بآفتاب جمالت
- شمارهٔ ۱۲۷ هر دوچشمت ز فتنه نک خفته است
- شمارهٔ ۱۲۸ مرا تا دل شد اندر کار رویت
- شمارهٔ ۱۲۹ بهشت روح شد گلزار رویت
- شمارهٔ ۱۳۰ ای مه و خور بروی تو محتاج
- شمارهٔ ۱۳۱ زهی با لعل میگونت شکر هیچ
- شمارهٔ ۱۳۲ زهی با لعل تو شهد و شکر هیچ
- شمارهٔ ۱۳۳ زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
- شمارهٔ ۱۳۴ ای چو انجم جیش حسنت بی عدد
- شمارهٔ ۱۳۵ ای زروی تو مه و خور را مدد
- شمارهٔ ۱۳۶ زکوی دوست بادی بر من افتاد
- شمارهٔ ۱۳۷ حق که این روی دلستان بتو داد
- شمارهٔ ۱۳۸ از سر صدق ارکسی بر آستانت سر نهاد
- شمارهٔ ۱۳۹ گشت گرد عالم وبر آستانت سر نهاد
- شمارهٔ ۱۴۰ نگارا بارعشقت رادل وجان برنمی تابد
- شمارهٔ ۱۴۱ دلم از وصل تو ای طرفه پسر نشکیبد
- شمارهٔ ۱۴۲ خوشا دلی که چو تو دلبرش بدست افتد
- شمارهٔ ۱۴۳ نسیم باد بهاری گر اتفاق افتد
- شمارهٔ ۱۴۴ در این تفکرم ای جان که گر فراق افتد
- شمارهٔ ۱۴۵ در دل از عشق کسی گر خار خارت اوفتد
- شمارهٔ ۱۴۶ درین سخن صفت حسن یار چون گنجد
- شمارهٔ ۱۴۷ مرا در دل غم جان می نگنجد
- شمارهٔ ۱۴۸ دی یکی گفت که از عشق خبرها دارد
- شمارهٔ ۱۴۹ شمع خورشید که آفاق منور دارد
- شمارهٔ ۱۵۰ کسی کز دل سخن گوید دمش چون جان اثر دارد
- شمارهٔ ۱۵۱ اندر ره تو دل چه بود جان چه قدر دارد
- شمارهٔ ۱۵۲ روی تو که ماه را خجل دارد
- شمارهٔ ۱۵۳ کسی که عشق نورزد مگو که جان دارد
- شمارهٔ ۱۵۴ نگارا دل همیخواهد که عشقت را نهان دارد
- شمارهٔ ۱۵۵ نور رخ تو قمر ندارد
- شمارهٔ ۱۵۶ دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
- شمارهٔ ۱۵۷ بگو بدانکه چون من عشق یار من دارد
- شمارهٔ ۱۵۸ کسی کو همچو تو جانان ندارد
- شمارهٔ ۱۵۹ چشم تو کو جز دل سیاه ندارد
- شمارهٔ ۱۶۰ تویی که زلف و رخت رو بکفر و دین دارد
- شمارهٔ ۱۶۱ مه نکویی زروی او دارد
- شمارهٔ ۱۶۲ در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد
- شمارهٔ ۱۶۳ اندرین شهر دلم سرو روانی دارد
- شمارهٔ ۱۶۴ خرم آن جان که به رویت نگرانی دارد
- شمارهٔ ۱۶۵ عشق از هستی کس عین و اثر نگذارد
- شمارهٔ ۱۶۶ دل برد از من دلبری کآرام دلها میبرد
- شمارهٔ ۱۶۷ گرترا بی عشق ازین سان زندگانی بگذرد
- شمارهٔ ۱۶۸ نگار من چو اندر من نظر کرد
- شمارهٔ ۱۶۹ بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد
- شمارهٔ ۱۷۰ بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد
- شمارهٔ ۱۷۱ کسی که ازلب شیرین تو دهان خوش کرد
- شمارهٔ ۱۷۲ آنکس که بهر نام تو از جان زیان نکرد
- شمارهٔ ۱۷۳ هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد
- شمارهٔ ۱۷۴ عشق تو مرا ز من برآورد
- شمارهٔ ۱۷۵ هر دم دلم ز عشق تو افغان برآورد
- شمارهٔ ۱۷۶ دلبرا اندوه عشقت شادی جان آورد
- شمارهٔ ۱۷۷ بدل چه پند دهم تا دل از تو برگیرد
- شمارهٔ ۱۷۸ از خرگه تن من دل خیمه زآن برون زد
- شمارهٔ ۱۷۹ هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد
- شمارهٔ ۱۸۰ چو پرده از رخ چون آفتاب برداری
متن اشعار به نقل از گنجور.