پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

مرا تا دل شد اندر کار رویت

بصد شادی شدم غمخوار رویت

مرا گر دست گیری جای آنست

که حیران مانده ام در کار رویت

برد ارزان مکن نرخ دل و جان

بحسن ار تیز شد بازار رویت

بهر دم صورتی در خاطر آید

مرا از لفظ معنی دار رویت

اگر تو پرده برداری از آن روی

نگنجد در جهان انوار رویت

وگر نه زلف تو بودی نماندی

نهفته بر کسی اسرار رویت

وگرچه خاک را زر کرد خورشید

ندارد سکه دینار رویت

ز روی تو بعالم در اثر هاست

بهار آنک یکی ز آثار رویت

مرو ای سیف فرغانیت قربان

بیا ای عید من دیدار رویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ای مه و خور بروی تو محتاج
  2. شمارهٔ ۱۳۱زهی با لعل میگونت شکر هیچ
  3. شمارهٔ ۱۳۲زهی با لعل تو شهد و شکر هیچ
  4. شمارهٔ ۱۳۳زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
  5. شمارهٔ ۱۳۴ای چو انجم جیش حسنت بی عدد
  6. شمارهٔ ۱۳۵ای زروی تو مه و خور را مدد
  7. شمارهٔ ۱۳۶زکوی دوست بادی بر من افتاد
  8. شمارهٔ ۱۳۷حق که این روی دلستان بتو داد
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.