پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۳

زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست

یک کام از لب تو که صد جام از صبوح

ای پیک نامه ور زمن آن ماه را بگوی

فی جنب شمس غرتک البدر لا یلوح

واین خسته فراق ترا طرفه حالتیست

من ذکر کم یسرومن شوقکم ینوح

ای اهل دل زلعل تو کرده غذای روح

مردن زعشق تو بر زنده دلان فتوح

از من مباش دور که وصل وفراق تست

خوش همچو بسط روزی وناخوش چو قبض روح

گر تو بوصل وعده کنی کی کنی وفا

ورمن ز عشق توبه کنم که بود نصوح

خستم لب تو زآنکه دلم از تو خسته بود

وآنک بحکم شرع قصاص است در جروح

از چشم من که میدهد از ریش دل خبر

اشک آنچنان برفت که خونابه از قروح

ارزان وزود باشد اگر عاشقی بیافت

وصل ترا بملک سلیمان وعمر نوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۵ای زروی تو مه و خور را مدد
  2. شمارهٔ ۱۳۶زکوی دوست بادی بر من افتاد
  3. شمارهٔ ۱۳۷حق که این روی دلستان بتو داد
  4. شمارهٔ ۱۳۸از سر صدق ارکسی بر آستانت سر نهاد
  5. شمارهٔ ۱۳۹گشت گرد عالم وبر آستانت سر نهاد
  6. شمارهٔ ۱۴۰نگارا بارعشقت رادل وجان برنمی تابد
  7. شمارهٔ ۱۴۱دلم از وصل تو ای طرفه پسر نشکیبد
  8. شمارهٔ ۱۴۲خوشا دلی که چو تو دلبرش بدست افتد
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.