پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

زهی با لعل تو شهد و شکر هیچ

خهی با روی تو شمس و قمر هیچ

لبم را بر لبت نه تا ببینم

که با او نسبتی دارد شکر هیچ

دهانت دیدم وآن گشت باطل

که می گفتم نیاید در نظر هیچ

وزین معنی عجب دارم که چون من

جهانی دل نهادستند بر هیچ

ز دندان تو نیز اندر شگفتم

که چندین در نهان چونست در هیچ

درین مدت که از روی تو دورم

که چون عمرت ندیدم برگذر هیچ

شکیبایی و دل آبند و روغن

ندارند الفتی با یکدگر هیچ

تو مست حسن و من مست تو ونیست

ترا از من مرا از خود خبر هیچ

همی ترسم که عشق سیف با تو

شود چون کار دنیا سربسر هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴ای چو انجم جیش حسنت بی عدد
  2. شمارهٔ ۱۳۵ای زروی تو مه و خور را مدد
  3. شمارهٔ ۱۳۶زکوی دوست بادی بر من افتاد
  4. شمارهٔ ۱۳۷حق که این روی دلستان بتو داد
  5. شمارهٔ ۱۳۸از سر صدق ارکسی بر آستانت سر نهاد
  6. شمارهٔ ۱۳۹گشت گرد عالم وبر آستانت سر نهاد
  7. شمارهٔ ۱۴۰نگارا بارعشقت رادل وجان برنمی تابد
  8. شمارهٔ ۱۴۱دلم از وصل تو ای طرفه پسر نشکیبد
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.