پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

بهشت روح شد گلزار رویت

امید عاشقان دیدار رویت

ندانستم که لطف صنع ایزد

بحسن اینجا رساند کار رویت

زمین را ذرها خورشید گردد

اگر بروی فتد انوار رویت

لبانت شکر مصر جمالت

زبانت بلبل گلزار رویت

گل سوری چو خار اندر گلستان

بها ناورد در بازار رویت

بدیدم از درست ماه بیش است

عیار حسن در دینار رویت

مه نو کو مدد دارد ز خورشید

نگردد بدر بی تیمار رویت

فروغ شمع مه پشت زمین را

نگیرد جز باستظهار رویت

بجز آیینه ارواح عشاق

نداند هیچ کس مقدار رویت

ترا بیند نظر در هر چه دارد

کسی کو کسب کرد اسرار رویت

ببین چون سیف فرغانی جهانی

چو چشم تو شده بیمار رویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱زهی با لعل میگونت شکر هیچ
  2. شمارهٔ ۱۳۲زهی با لعل تو شهد و شکر هیچ
  3. شمارهٔ ۱۳۳زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست
  4. شمارهٔ ۱۳۴ای چو انجم جیش حسنت بی عدد
  5. شمارهٔ ۱۳۵ای زروی تو مه و خور را مدد
  6. شمارهٔ ۱۳۶زکوی دوست بادی بر من افتاد
  7. شمارهٔ ۱۳۷حق که این روی دلستان بتو داد
  8. شمارهٔ ۱۳۸از سر صدق ارکسی بر آستانت سر نهاد
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.