پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

ای نور دیده دیده ز (روی) تو نور یافت

جان حزینم از غم عشقت سرور یافت

خورشید سوی مشرق از آن راه گم نکرد

کز روی همچو ماه تو هر روز نور یافت

از نفحه هوای تو جان را میسر است

آن زندگی که قالبش از نفخ صور یافت

بی رهبر عنایت تو بنده جای خود،

گرچه بسی دوید، ز کوی تو دور یافت

ایوب وار دل ز پی نعمت وصال

بر محنت فراق تو خود را صبور یافت

جز وصف حسن صورت زیبای تو نکرد

معنی چو بر مظنه خاطر ظهور یافت

رویت بسوی کعبه وصلت دلیل شد

آنرا که از شعایر عشقت شعور یافت

موسی مناقب تو در الواح خویش خواند

داود وصف حسن تو اندر زبور یافت

گرچه بسیف میل نکردی ولی ورا

نی میل کم شد و نه ارادت فتور یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفت
  2. شمارهٔ ۱۲۴جانم از عشقت پریشانی گرفت
  3. شمارهٔ ۱۲۵یار دل بر بود و از من روی پنهان کرد و رفت
  4. شمارهٔ ۱۲۶زهی جهان شده روشن بآفتاب جمالت
  5. شمارهٔ ۱۲۷هر دوچشمت ز فتنه نک خفته است
  6. شمارهٔ ۱۲۸مرا تا دل شد اندر کار رویت
  7. شمارهٔ ۱۲۹بهشت روح شد گلزار رویت
  8. شمارهٔ ۱۳۰ای مه و خور بروی تو محتاج
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.