پرش به محتوای اصلی
سیف فرغانی سیف فرغانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

نسیم باد بهاری گر اتفاق افتد

که ره گذار تو بر جانب عراق افتد

چو بگذری بسر کوی یار من برسان

سلام من اگرش هیچ بر مذاق افتد

بدان نگار که گرماه روی او بیند

شب چهارده ازشرم در محاق افتد

وگر بپرسدت از حال و روزگار دلم

بفرصت ار نفسی با تو هم وثاق افتد

بگو چگونه بود حال آنکه دور از تو

زآب وصل تو درآتش فراق افتد

دلش گداخته از راه دیدگان بچکد

چودر حدیث توبا وصف اشتیاق افتد

بیادگار دل تنگ ما نگه می دار

که باز وصل من وتوکی اتفاق افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵در دل از عشق کسی گر خار خارت اوفتد
  2. شمارهٔ ۱۴۶درین سخن صفت حسن یار چون گنجد
  3. شمارهٔ ۱۴۷مرا در دل غم جان می نگنجد
  4. شمارهٔ ۱۴۸دی یکی گفت که از عشق خبرها دارد
  5. شمارهٔ ۱۴۹شمع خورشید که آفاق منور دارد
  6. شمارهٔ ۱۵۰کسی کز دل سخن گوید دمش چون جان اثر دارد
  7. شمارهٔ ۱۵۱اندر ره تو دل چه بود جان چه قدر دارد
  8. شمارهٔ ۱۵۲روی تو که ماه را خجل دارد
همه‌ی غزلیات ←

سیف فرغانی درباره‌ی سیف فرغانی

سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط می‌شود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.