فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ عشق رخت براه حقیقت سمند ما
- شمارهٔ ۲ ذیل طلب نیافته دست یقین ما
- شمارهٔ ۳ بنشین به پس زانو در مصطبه جانها
- شمارهٔ ۴ ای طایر قدوسی بر تن متن و تنها
- شمارهٔ ۵ اگر بعرش کشد دوست فرش ایوان را
- شمارهٔ ۶ با زلف تو صد پیمان دل بست به دستانها
- شمارهٔ ۷ بدرس دل سر زانوی ماست مکتب ما
- شمارهٔ ۸ گذشت درگه شاهی ز آسمان سرما
- شمارهٔ ۹ ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما
- شمارهٔ ۱۰ تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را
- شمارهٔ ۱۱ پس دیوار تن بر شده ماهیست عجب
- شمارهٔ ۱۲ باز دل را دست جان آمد به دست
- شمارهٔ ۱۳ بغیر خاک سر کوی دل پناهی نیست
- شمارهٔ ۱۴ ما و دل گر پاس عشق پرده در خواهیم داشت
- شمارهٔ ۱۵ گویند روی یار بکس آشکار نیست
- شمارهٔ ۱۶ سر ملک ز جلالت بر استانه ماست
- شمارهٔ ۱۷ مملکت شاه عشق جز دل درویش نیست
- شمارهٔ ۱۸ این گونه ماه آسمانست
- شمارهٔ ۱۹ رویت همه آتشست و آبست
- شمارهٔ ۲۰ من مبتلای عشق و دلم دردمند توست
- شمارهٔ ۲۱ آدمی صورت حقست و خدا را نشناخت
- شمارهٔ ۲۲ امشب شب قدرست و در میکده بازست
- شمارهٔ ۲۳ بجهان می ندهم آنچه مرا در سر ازوست
- شمارهٔ ۲۴ ما را دلیست بسته بزنجیر موی دوست
- شمارهٔ ۲۵ رسید دست من از عشق دل بدولت دوست
- شمارهٔ ۲۶ قدری که زاید از موت اندازه قدر نیست
- شمارهٔ ۲۷ کونین ظهور دلبر ماست
- شمارهٔ ۲۸ کدام شه که گدای در سرای تو نیست
- شمارهٔ ۲۹ اگر ندیدی دریا که جای اندر جوست
- شمارهٔ ۳۰ بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست
- شمارهٔ ۳۱ دو چشم او که ندانم فرشته یا که پریست
- شمارهٔ ۳۲ دلی که زیر پر باز زلف دلبر نیست
- شمارهٔ ۳۳ تا شد دل من معتکف دار حقیقت
- شمارهٔ ۳۴ نشین بچشم من از خاک رهگذر ایدوست
- شمارهٔ ۳۵ آمد از میکده بیرون پسری جام به دست
- شمارهٔ ۳۶ ما را که تن ز ساحل دریای جان گذشت
- شمارهٔ ۳۷ ما گدای در فقریم و فلک بنده ماست
- شمارهٔ ۳۸ شمس حقیقت از افق جان پدید شد
- شمارهٔ ۳۹ قومی بگرد کوی فنا راهبر شدند
- شمارهٔ ۴۰ تن ویرانه ام از لطف عمارت کردند
- شمارهٔ ۴۱ من پر کاه و غم عشق همسنگ کوه گران شد
- شمارهٔ ۴۲ باز دل زیر غم عشق چنانست که بود
- شمارهٔ ۴۳ گر عشق رفیق راه من گردد
- شمارهٔ ۴۴ بشری دل من کامشب یار آید و جان بخشد
- شمارهٔ ۴۵ کی باشد آن بت آشنا گردد
- شمارهٔ ۴۶ سالها بود دلم آینه روی تو بود
- شمارهٔ ۴۷ کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
- شمارهٔ ۴۸ مرا دلیست که جان را به سر چهها آورد
- شمارهٔ ۴۹ جهان و هر چه در او هست پیش مردمِ راد
- شمارهٔ ۵۰ بر دلم دوش دری از حرم راز گشود
- شمارهٔ ۵۱ اگر آن مرغ که رفت از بر من باز آید
- شمارهٔ ۵۲ گر آفتاب فقر و فنا جلوهگر شود
- شمارهٔ ۵۳ دل کس خسته آن زلف گرهگیر مباد
- شمارهٔ ۵۴ بسته سلسله دام، هوسبازانند
- شمارهٔ ۵۵ ای ساقی جان جامی یار آمد یار آمد
- شمارهٔ ۵۶ آمد و رفت ز سودائی خود یاد نکرد
- شمارهٔ ۵۷ رازی که به دل دارم گر باز عیان گردد
- شمارهٔ ۵۸ سحر ز هاتف غیبم بگوش هوش رسید
- شمارهٔ ۵۹ ای به لب آمده جان یار به بالین آمد
- شمارهٔ ۶۰ به یک پیمانهام دیوانه کردند
متن اشعار به نقل از گنجور.