پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

من مبتلای عشق و دلم دردمند توست

از پای تا سرم همه صید کمند توست

زلف بلند توست که افتاده تا به ساق

یا ساق فتنه از سر زلف بلند تست

ای شهسوار عرصه سرمد، رکاب زن

ملک وجود، نعل بهای سمند توست

طی طریق، یار نکردست غیر یار

این دُرّ شاهوار، به گوشم ز پند توست

بگشای لب که زنده شود جان دل مرا

شور سر از هوای لب نوشخند توست

کردی پسند سینه ما را و در سرای

جان و دلیست بهر نثار، ار پسند توست

این چون و چندِ دل همه در عشق و دوستی

از حسن بی نهایت و بی چون و چند توست

بی قند توست تلخ دهان دل از نفاق

شیرینی مذاق اهل حقیقت ز قند توست

زین بند برنَوَند و قیامت پدید کن

غوغای حشر، در حرکات نوند توست

روی تو آتش من و عین کمال را

در آتش تو، جان دل من سپند توست

گفتی ز عشق ره به سلامت بری ز درد

عشق تو در دلست و دلم دردمند توست

از دست حادثات به دل می‌برم پناه

کاین دار امن، خانه‌ی دور از گزند توست

از هر چه هست نیست صفا را به جز دلی

و ان نیز عمرهاست گرفتار بند توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲امشب شب قدرست و در میکده بازست
  2. شمارهٔ ۲۳بجهان می ندهم آنچه مرا در سر ازوست
  3. شمارهٔ ۲۴ما را دلیست بسته بزنجیر موی دوست
  4. شمارهٔ ۲۵رسید دست من از عشق دل بدولت دوست
  5. شمارهٔ ۲۶قدری که زاید از موت اندازه قدر نیست
  6. شمارهٔ ۲۷کونین ظهور دلبر ماست
  7. شمارهٔ ۲۸کدام شه که گدای در سرای تو نیست
  8. شمارهٔ ۲۹اگر ندیدی دریا که جای اندر جوست
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.