پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ما را دلیست بسته بزنجیر موی دوست

سودائی دیارم و سر گرم کوی دوست

وارستگان بسته و هشیار می پرست

مست و مقیدیم ز مینا و موی دوست

میخانه است خانه ما بی سبوی و جام

سر دلست و دل می و جام و سبوی دوست

از روی دوست کس ندهد امتیاز دل

از بس نشسته است دلم رو بروی دوست

از خلق و خوی ناخوش تن رسته و بجان

بستیم دل بخلق دلارام و خوی دوست

آن قطره ایم ما که بدریا رسیده ایم

جاریست در مجاری ما آب جوی دوست

گوئی گذشته از سر آن طره بتاب

امشب که نغز میبرد از باد بوی دوست

هر لب بگفتگوئی و هر سر بسیرتیست

مائیم و دل بهمهمه و گفتگوی دوست

هر تن بود بکشمکش جان خویشتن

در جان ماست کشمکش و های و هوی دوست

هر جا قدم نهاد دل زود سیر من

آنجاست سمت دلبر و آنجاست سوی دوست

هر کوی را هوائی و آبیست سازگار

آب و هوای کوی دلست آرزوی دوست

جستیم سر عشق ز سر منزل صفا

بر عاشقان فریضه بود جستجوی دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶قدری که زاید از موت اندازه قدر نیست
  2. شمارهٔ ۲۷کونین ظهور دلبر ماست
  3. شمارهٔ ۲۸کدام شه که گدای در سرای تو نیست
  4. شمارهٔ ۲۹اگر ندیدی دریا که جای اندر جوست
  5. شمارهٔ ۳۰بسکه شدم سالها معتکف کوی دوست
  6. شمارهٔ ۳۱دو چشم او که ندانم فرشته یا که پریست
  7. شمارهٔ ۳۲دلی که زیر پر باز زلف دلبر نیست
  8. شمارهٔ ۳۳تا شد دل من معتکف دار حقیقت
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.