پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

اگر آن مرغ که رفت از بر من باز آید

باز بشکسته پر روح به پرواز آید

مرغ باغ ملکوتست دل من که پرید

بهوائی که اگر صعوه رود باز آید

زلف او سلسله عشق بود چنگ زنم

که بگوش دل از آن سلسله آواز آید

حرم راز حقیقت در فقرست و فنا

کیست جز دل که مقیم حرم راز آید

طنز چبود بخداوندی ما سجده برید

که بخلوتگه ما آن بت طناز آید

عجز پیش آر و نیاز ایدل سر گشته که یار

نازنینیست که از دستگه ناز آید

بمذاق من شوریده خیال لب دوست

شهد آلوده تر از شکر اهواز آید

هفت گردنده چالاک بگردش نرسند

دل چو دردست حقیقت بتک و تاز آید

سر وحدت چو تجلی کند از غیب وجود

آفتابیست که از مشرق اعجاز آید

لب روح القدست اینکه به نای دل من

دم قدسی دمد و دمگه و دمساز آید

عشق سریست که تا سر نسپاری ندهند

نیست نان پاره که از دکه خباز آید

جمع اضداد کند خسرو توحید صفا

این صدائیست که در خلوت خراز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳دل کس خسته آن زلف گرهگیر مباد
  2. شمارهٔ ۵۴بسته سلسله دام، هوس‌بازانند
  3. شمارهٔ ۵۵ای ساقی جان جامی یار آمد یار آمد
  4. شمارهٔ ۵۶آمد و رفت ز سودائی خود یاد نکرد
  5. شمارهٔ ۵۷رازی که به دل دارم گر باز عیان گردد
  6. شمارهٔ ۵۸سحر ز هاتف غیبم بگوش هوش رسید
  7. شمارهٔ ۵۹ای به لب آمده جان یار به بالین آمد
  8. شمارهٔ ۶۰به یک پیمانه‌ام دیوانه کردند
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.