پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲

ذیل طلب نیافته دست یقین ما

بگرفت دست عشق سر آستین ما

شد آستین عشق بدامان معرفت

پیوسته از تحقق حق الیقین ما

از معرفت کشید بسر منزل فنا

در فقر بود منزلت ماء و طین ما

بعد از فنا تجلی توحید حق بدل

نازل شد از تنزل روح الامین ما

در حیرت اوفتاد ز توحید بار سیر

زین سبز خنگ اطلس وارونه زین ما

حیرت ب آستانه فقر و فنا کشید

ما را ز استقامت راء/ی رزین ما

زیر یسار ماست بیابان و نخل و نور

چون شبان طور بود در یمین ما

ما را ز خاک برد بخلوتسرای دوست

بی پر و پای نور دل راه بین ما

جز ما بزیر بار امانت نرفت کس

بیهوده نیست این همه آه و انین ما

در وحدت از حوادث امکان منزهیم

از کثرتست خاطر اندوهگین ما

ما آن دائمیم که جمعست در وجود

صبح الست ما و دم واپسین ما

از سطر کون رسته صفای مجردیم

فقر و فناست ثبت کتاب مبین ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴ای طایر قدوسی بر تن متن و تن‌ها
  2. شمارهٔ ۵اگر بعرش کشد دوست فرش ایوان را
  3. شمارهٔ ۶با زلف تو صد پیمان دل بست به دستان‌ها
  4. شمارهٔ ۷بدرس دل سر زانوی ماست مکتب ما
  5. شمارهٔ ۸گذشت درگه شاهی ز آسمان سرما
  6. شمارهٔ ۹ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما
  7. شمارهٔ ۱۰تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را
  8. شمارهٔ ۱۱پس دیوار تن بر شده ماهیست عجب
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.