فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۱ دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۲ گل مرتبه عارض جانانه نگیرد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۳ سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۴ از عود دل گرم من اخگربگریزد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۵ روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۶ از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۷ تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۸ یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۸۹ در راه توهر کس دل ودین باخته باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۰ عاشق غم اسباب چرا داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۱ چشم تو ز دلها چه خبر داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۲ این اشک جگرگون چه اثرداشته باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۳ اندیشه چرا عشق ز کس داشته باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۴ زان سفله حذرکن که توانگرشده باشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۵ شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۶ با کعبه پرستار ترا کار نباشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۷ تا چنددلت برمن مهجور نبخشد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۸ زخمی که ز تیغ تو مرا بر سپر آمد
- غزل شمارهٔ ۴۳۹۹ تا خنده ازان غنچه مستور برآمد
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۰ آن آفت جان بر سر انصاف نیامد
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۱ کیفیت می زاهد فرزانه نداند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۲ فیض دم صبح از لب خندان تو یابند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۳ در خویش چو گردون نکنی تا سفری چند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۴ جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۵ خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۶ داغی که مرا بر دل دیوانه گذارند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۷ خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۸ هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند
- غزل شمارهٔ ۴۴۰۹ حکم است که کار شب آدینه بسازند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۰ از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۱ از دست رود خامه چو نام تو نویسند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۲ در کوی خرابات گروهی که خموشند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۳ آنها که به فردوس رخ یار فروشند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۴ تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۵ غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۶ آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۷ چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۸ سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند
- غزل شمارهٔ ۴۴۱۹ در کودکی از جبهه من عشق عیان بود
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۰ در زیر فلک چند خردمند توان بود
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۱ تامنزل من بادیه بیخبری بود
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۲ گر یار ز احوال من آگاه نمی بود
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۳ با روی تو آیینه روشن چه نماید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۴ داغ از جگر سوختگان دیر برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۵ سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۶ آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۷ خطی که ازان چهره روشن بدر آید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۸ آه از دل جویای تو بیتاب برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۲۹ حرفی که ازان لعل گهربار برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۰ تدبیر محال است به تقدیر برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۱ حسنی که به نور نظر پاک برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۲ کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۳ آهی که ز دلهای هوسناک برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۴ از سفره قسمت لب نانش لب گورست
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۵ گر چشم تر از پوست چو بادام برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۶ خوب است که بی رنج طلب کام برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۷ حاشا که زعاشق سخن کام برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۸ بیخواست ز دل ناله جانکاه برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۳۹ لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
- غزل شمارهٔ ۴۴۴۰ هویی که مرا از دل دیوانه برآید
متن اشعار به نقل از گنجور.