پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱۵

غفلت زدگان دیده بیدار ندانند

از مرده دلی قدر شب تار ندانند

رحم است بر آن قوم که بیداری شب را

صد پرده به از دولت بیدار ندانند

دارند در ایام خزان جوش بهاران

حیرت زدگانی که گل از خار ندانند

جمعی که ز سر پای نمودند چو پرگار

یک نقطه درین دایره بیکار ندانند

مغرور کند جوش خریدار گهر را

خوب است که خوبان ره بازار ندانند

تا آینه از دست نکویان نگذارند

بیطاقتی تشنه دیدار ندانند

زان خلق دلیرند به گفتار که از جهل

گفتار خود از جمله کردار ندانند

صائب طمع نامه فضولی است ز خوبان

ما را به پیامی چو سزاوار ندانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۱۷چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱۸سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۹در کودکی از جبهه من عشق عیان بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲۰در زیر فلک چند خردمند توان بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲۱تامنزل من بادیه بیخبری بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۲۲گر یار ز احوال من آگاه نمی بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲۳با روی تو آیینه روشن چه نماید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۲۴داغ از جگر سوختگان دیر برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.