پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱۸

سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند

از باد بهار آتش سوداننشیند

مجنون تو بر دامن صحرا ننشیند

این گرد به هردامنی از پاننشیند

در کوی مکافات محال است که آخر

یوسف به سر راه زلیخاننشیند

در جیب صدف گوهرشهوارنماند

در دامن مریم دل عیسی ننشیند

بر صدر بود چشم تواضع طلبان را

آسوده بود هرکه به بالاننشیند

آن را که درست است ارادت به توکل

بی کشتی نشکسته به دریاننشیند

هر جا که رود قافله در کار ندارد

آن را که نشان قدم از پاننشیند

گر باد مرادست و گر باد مخالف

از جوش طرب سینه دریا ننشیند

از سینه کشیدن نفس سرد محال است

تادیگ دل از جوش تمنا ننشیند

آنجا که کند ابر کرم قامت خود راست

عصیان نه غباری است که ازپاننشیند

صائب دل هر کس که رمیده است زدنیا

شرط است که با مردم دنیاننشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۲۰در زیر فلک چند خردمند توان بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۲۱تامنزل من بادیه بیخبری بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲۲گر یار ز احوال من آگاه نمی بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲۳با روی تو آیینه روشن چه نماید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲۴داغ از جگر سوختگان دیر برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۲۵سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲۶آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۲۷خطی که ازان چهره روشن بدر آید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.