پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۲۵

سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید

باغش چو نفس سوختگان بر اثر آید

هر سو که کند شاخ گلش میل ز مستی

آغوش گشا بلبلی از خاک برآید

حسن تو ز بسیاری سامان لطافت

در دیده هر کس به لباس دگر آید

از شوق تماشای جمال تو گل از شاخ

چون لاله نفس سوخته از خاک برآید

جان در ره شیرین دهنان باز که تا حشر

آوازه فرهاد ز کوه و کمر آید

از عشق به کوشش نتوان کامروا شد

در آتش سوزنده چه از بال و پر آید

چشمی که در او آب حیاپرده نشین است

از پوست برون زود چو بادام ترآید

در ذکر خدا به که شود صرف چو تسبیح

ایام حیاتی که به صدسال سرآید

صائب نشود لاله صفت شسته به باران

رنگی که به رخسار به خون جگر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۲۷خطی که ازان چهره روشن بدر آید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۲۸آه از دل جویای تو بیتاب برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲۹حرفی که ازان لعل گهربار برآید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۳۰تدبیر محال است به تقدیر برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳۱حسنی که به نور نظر پاک برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۳۲کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳۳آهی که ز دلهای هوسناک برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳۴از سفره قسمت لب نانش لب گورست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.