پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۳۰

تدبیر محال است به تقدیر برآید

رو به چه خیال است که با شیر برآید

در دیده حیرت زدگان فرش بود حسن

چون عکس ز آیینه تصویر برآید

در سلسله یک جهتان نیست دورنگی

یک ناله ز صد حلقه زنجیر برآید

از هرزه درایی اثر از بانگ جرس خاست

بسیار چو شد ناله ز تأثیر برآید

از خامه خویش است مرا رزق مهیا

چون طفل ز انگشت مرا شیر برآید

ساکن نشود گرمی عشق از سخن سرد

مشکل به تب شیر طباشیر برآید

از سینه برون می جهد اسرار حقیقت

زنجیر کی از عهده این شیر برآید

در صومعه هر کس رود از کوی خرابات

هر چند جوانبخت بود پیر برآید

گیرم به زبان آورم از دل سخن شوق

آن کیست که از عهده تحریر برآید

از آه من انداخت سپر چرخ مقوس

چون پشت کمان با دم شمشیر برآید

دیر آمدن هدیه رحمت ز گرانی است

نومید مشو کام تو گر دیر برآید

از گریه اگر سبز کند روی زمین را

صائب چه خیال است ز تقصیر برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۳۲کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۳۳آهی که ز دلهای هوسناک برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۳۴از سفره قسمت لب نانش لب گورست
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۳۵گر چشم تر از پوست چو بادام برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۳۶خوب است که بی رنج طلب کام برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۳۷حاشا که زعاشق سخن کام برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳۸بیخواست ز دل ناله جانکاه برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳۹لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.