پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۳۹

لعل از جگر سنگ گر از تیشه برآید

از دل سخن از کاوش اندیشه برآید

هر لحظه به رنگی ز دل اندیشه برآید

یک باده به صد رنگ ازین شیشه برآید

بی عشق محال است دل سخت شود نرم

گر سنگ به این بوته رود شیشه برآید

جایی که ز حیرت گره دل نگشاید

از فکر چه خیزد چه ز اندیشه برآید

از دوستی تازه خطان دل نتوان کند

هر چند که ریحان سبک از ریشه برآید

در سینه پر ناوک ما اشک شود خون

سیلاب نفس سوخته زین بیشه برآید

در کوه غم عشق خلل راه نیابد

چون ناخن اگر از کف من تیشه برآید

بیرون نرود کجروی ازطینت گردون

این دیو محال است ازین شیشه برآید

هر نخل امیدی که نشاند دل خود کام

آهی شود از سینه غم پیشه برآید

صائب چو به خاطر گذرد برق جمالش

دودم چو نیستان ز رگ وریشه برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۴۱خورشید اگر از چشم کسان آب گشاید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۴۲مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۴۳از سیر چمن کی دل افگار گشاید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۴۴با تنگدلی از لب خندان چه گشاید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۴۵یک شعله شوخ است که دیدار نماید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴۶غفلت چه اثر در دل هشیارنماید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۴۷با روی تو خورشید درخشان چه نماید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۴۸با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.