پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۴۷

با روی تو خورشید درخشان چه نماید

با زلف تو طول شب هجران چه نماید

از خنده خشکی چه نظر آب توان داد

پیش لب او پسته خندان چه نماید

در دیده آن کس که غبار خط او دید

یاقوت چه باشد خط ریحان چه نماید

پروانه به گل کی شود از شمع تسلی

با حسن گلو سوز گلستان چه نماید

در روشنی روز چه پرتو دهد انجم

با چهره خندان لب خندان چه نماید

جایی که بود نه فلک از بی سروپایان

گوی سر ما در خم چوگان چه نماید

با شور محبت چه بود شور قیامت

در پیش نمکزار نمکدان چه نماید

در معرکه هر چند جگر دار بود دل

با آن صفت برگشته مژگان چه نماید

هر چند صنوبر به رعونت علم افروخت

با قامت آن سرو خرامان چه نماید

اوراق دل از ربط نیفتد به گسستن

سی پاره به جمعیت قرآن چه نماید

از خوان قناعت شده چشم ودل ما سیر

در دیده ما نعمت الوان چه نماید

این آن غزل حضرت رکناست که فرمود

پای ملخی پیش سلیمان چه نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۴۹صحبت به حریفان سیه کار مدارید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۵۰از قید فلک برزده دامن بگریزید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۵۱فارغ بود از افسر زرین سر خورشید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۵۲طوفان گل و جوش بهارست ببینید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۵۳خشت از سرخم پنبه ز مینا بربایید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۵۴خال از دمیدن خط بی انتظارم گردد
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵۵شب زنده دار را دل روشن چو ماه گردد
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۵۶خط سیه مبادا زان خال سربرآرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.