پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۴۰

هویی که مرا از دل دیوانه برآید

دودی است که از خرمن پروانه برآید

داغ من سودازده از زیر سیاهی

چون چهره لیلی ز سیه خانه برآید

تا حشر شود واله دیوانگی من

طفلی که به دنبال من از خانه برآید

از موج محابا نکند شورش دریا

زنجیر کی از عهده دیوانه برآید

کامی که بود عاجز ازان گردش افلاک

در میکده از گردش پیمانه برآید

ریحان بهشت است براو شام غریبان

بازلف تو هر دست که چون شانه برآید

روزی که من از گوشه بتخانه برآید

فریاد زناقوس غریبانه برآید

احرامی هر کس بود از پرده پندار

در کعبه رود از در بتخانه برآید

از دل به نصیحت نرود بیخودی عشق

از دیده کجا خواب به افسانه برآید

پیوسته بود در دل ممسک غم دنیا

این جغد محال است ز ویرانه برآید

از نفس حذر بیش کن از دشمن خارج

زان آب بیندیش که از خانه برآید

دیگر نزند جوش طرب سینه خمها

صائب اگر از گوشه میخانه برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۴۲مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۴۳از سیر چمن کی دل افگار گشاید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۴۴با تنگدلی از لب خندان چه گشاید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۴۵یک شعله شوخ است که دیدار نماید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۴۶غفلت چه اثر در دل هشیارنماید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴۷با روی تو خورشید درخشان چه نماید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۴۸با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۴۹صحبت به حریفان سیه کار مدارید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.