پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۴۲

مشکل که دل از ناله و فریاد گشاید

از غنچه پیکان چه گره باد گشاید

گر عشق نبندد کمر غیرت فرهاد

پیداست چه از تیشه فولاد گشاید

چون نشتر الماس پر و بال ضعیفان

خون از دل بیرحمی صیاد گشاید

محکم شود از خون گره غنچه پیکان

از باده مرا چون دل ناشاد گشاید

در ناخن تدبیر کسان هیچ نبسته است

کز تیشه خود عقده فرهاد گشاید

آن روز زمین تخت سلیمان شود از گل

کز ابر هوابال پریزاد گشاید

از کاوش من دست نگه دار که این رگ

خون از مژه نشتر فصاد گشاید

بی یار موافق دل غمگین نشود باز

شمشاد گره از دل شمشاد گشاید

از سفله حذر کن گه سیری که فلاخن

سنگین چو شود دست به بیداد گشاید

وقت است که از خجلت دیوان تو صائب

گل دفتر خود را به ره باد گشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۴۴با تنگدلی از لب خندان چه گشاید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۴۵یک شعله شوخ است که دیدار نماید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۴۶غفلت چه اثر در دل هشیارنماید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۴۷با روی تو خورشید درخشان چه نماید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۴۸با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۴۹صحبت به حریفان سیه کار مدارید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۵۰از قید فلک برزده دامن بگریزید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۵۱فارغ بود از افسر زرین سر خورشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.