پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۲۲

گر یار ز احوال من آگاه نمی بود

درد من سودازده جانکاه نمی بود

جا در دل او دارم واز من خبرش نیست

ای کاش مرا در دل اوراه نمی بود

از سردی آه است که جان می برم از اشک

می سوخت مرا اشک اگر آه نمی بود

عاشق گهر اشک به دامان که می ریخت

گر دامن اقبال سحرگاه نمی بود

دردست به مقصود رساننده سالک

گر درد نمی بود به حق راه نمی بود

در قبضه آه است کلید در مقصود

ای وای به من صائب اگر آه نمی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۲۴داغ از جگر سوختگان دیر برآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۲۵سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲۶آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲۷خطی که ازان چهره روشن بدر آید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲۸آه از دل جویای تو بیتاب برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۲۹حرفی که ازان لعل گهربار برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳۰تدبیر محال است به تقدیر برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳۱حسنی که به نور نظر پاک برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.