پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۲۳

با روی تو آیینه روشن چه نماید

بی چهره گلرنگ تو از گل چه گشاید

در روز چسان جلوه کند کرم شب افروز

با چهره تابان تو چون مهر برآید

شبنم نرباید ز چمن جلوه خورشید

زینسان که نگاه تودل از خلق رباید

از نغمه محال است شود باز دل تنگ

از باد نفس غنچه پیکان نگشاید

گر عاشق لب تشنه شود واصل دریا

چون موج محال است که زنجیر نخاید

از دل سیهی برتوگران است غم و درد

در آینه تار پری دیو نماید

روشن نشد از باده گلرنگ مرا دل

از آینه تردست چه زنگار زداید

هر چند سزاوار ستایش بود از خلق

آن مرد تمام است که خود را نستاید

قانع نکشد منت احسان ز کریمان

آب گهراز ریزش دریا نفزاید

صائب ز فراق تو ز گفتار برآمد

در فصل خزان بلبل بیدل چه سراید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۲۵سرمست چو آن شاخ گل از باغ برآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۲۶آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۲۷خطی که ازان چهره روشن بدر آید
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۲۸آه از دل جویای تو بیتاب برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۲۹حرفی که ازان لعل گهربار برآید
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۳۰تدبیر محال است به تقدیر برآید
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۳۱حسنی که به نور نظر پاک برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۳۲کی پیچ وخم از طبع هوسناک برآید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.