پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸۳

سرگرم تو با کشمکش دار نسازد

این نقطه سرگشته به پرگارنسازد

مرده است دل زاهد دمسرد ز تزویر

چون برسرخودگنبددستارنسازد

زنهار مکن خوارعزیزان جهان را

تا چرخ عزیزان ترا خوارنسازد

آیینه اقبال به کس رو ننماید

تا سرمه ز خاکستر ادبارنسازد

کج می نگرد عشق به بال وپرجبریل

این شعله سرکش به خس وخارنسازد

طوطی شو وآنگاه ببین روی دل از ما

آیینه به هر بیهده گفتار نسازد

سر رشته پیوند بودتاب موافق

چون موی میان تو به زنارنسازد

با سینه پرداغ نسازد دل صائب

رسم است که پروانه به گلزارنسازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸۵روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸۶از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۷تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۸یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۹در راه توهر کس دل ودین باخته باشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۹۰عاشق غم اسباب چرا داشته باشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۹۱چشم تو ز دلها چه خبر داشته باشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۹۲این اشک جگرگون چه اثرداشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.