پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸۴

از عود دل گرم من اخگربگریزد

از بزم نفس سوخته مجمر بگریزد

اشکم چو عنان ریز نهد روی به دریا

دریا به نهانخانه گوهربگریزد

در حشر چو آهم علم شعله فرازد

خورشید به سرچشمه کوثربگریزد

یک چشم زدن گر قدح از دست گذارم

جان آبله پا تا لب ساغر بگریزد

از گرمی خونم که دل سنگ گدازد

چون برق نفس سوخته نشتر بگریزد

خواری کش عشق تو به گل دست فشاند

سرگرم تو از سایه افسر بگریزد

گر سینه کند باز دل داغ فریبم

داغ از جگر لاله احمر بگریزد

چون شعله خوی تو کشد تیغ سیاست

آتش به ته بال سمندر بگریزد

چون دست گهربار برون آورد از جیب

از پشت صدف نطفه گوهر بگریزد

صائب چو شوم گرم به توصیف ظفرخان

از خامه من بال سمندر بگریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸۶از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸۷تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۸یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۹در راه توهر کس دل ودین باخته باشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۹۰عاشق غم اسباب چرا داشته باشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۹۱چشم تو ز دلها چه خبر داشته باشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۹۲این اشک جگرگون چه اثرداشته باشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۹۳اندیشه چرا عشق ز کس داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.