پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۸

هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند

صاحب نظران خال لب یار شمارند

رویی که در او راز نهان را نتوان دید

روشن گهران آینه تار شمارند

بیدار کن از عشق دل مرده خود را

تا خواب ترا دولت بیدار شمارند

زان روز حذر کن که به دامان تو چون گل

هر خرده که دارای همه یکبار شمارند

هر قطره او شبنم ریحان بهشت است

اشکی که به دامان شب تار شمارند

آن راهروانی که پی دل نگرفتند

نقش قدم قافله بسیار شمارند

چشمی که رگ خواب دراوپرده نشین است

بیدار دلان حلقه زنار شمارند

مستان تو برهم زدن هردو جهان او

آسانتر از آشفتن دستار شمارند

جمعی که به یکتایی گلشن نرسیدند

صائب ورق دفتر گلزار شمارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۱۰از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱۱از دست رود خامه چو نام تو نویسند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۲در کوی خرابات گروهی که خموشند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱۳آنها که به فردوس رخ یار فروشند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۴تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۵غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱۶آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۷چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.