پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۹

حکم است که کار شب آدینه بسازند

کار خرد از باده دیرینه بسازند

دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است

کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند

خوش وقت گروهی که ز اسباب تعلق

چون نافه به یک خرقه پشمینه بسازند

این قوم خودآرا که کنون برسردستند

وقت است نگین خوداز آیینه بسازند

گنجینه دل را که پی گوهر مهرست

حیف است که پراز خزف کینه بسازند

واعظ تو همان در درک الاسفل جهلی

بهرتو اگرمنبر صد زینه بسازند

امسال گلی برسربازار نیامد

مرغان به همان مستی پارینه بسازند

جز صورت قاتل نکندعکس پذیری

از سنگ مزارم اگرآیینه بسازند

صائب دل او صاف شداز ناله گرمم

از سنگ بودرسم که آیینه بسازند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۱۱از دست رود خامه چو نام تو نویسند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱۲در کوی خرابات گروهی که خموشند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۳آنها که به فردوس رخ یار فروشند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱۴تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۵غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۶آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱۷چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۸سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.