پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۱۲

در کوی خرابات گروهی که خموشند

از صافدلی چون خم سربسته به جوشند

از دور نیفتند به صد شیشه لبریز

در بزم می آنها که چوپیمانه خموشند

سیلاب خجل می روداز کوی خرابات

کاین قوم سراسر چو سبو خانه بدوشند

در پرده اگرهست ترا خرده رازی

چون غنچه خمش باش که گلها همه گوشند

منمای به اخوان زمان گوهر خود را

کاینها همه یوسف به زر قلب فروشند

ما در چه شماریم که خورشید عذاران

از هاله خط ماه ترا حلقه بگوشند

از باده سرجوش دماغی برسانید

تا نغمه سرایان چمن برسرجوشند

از دیدن خوبان نتوان قطع نظر کرد

گر دشمن عقلند و گر رهزن هوشند

از خار حسد ترکش نیشند چو ماهی

در ظاهر اگر اهل جهان چشمه نوشند

صائب نگشایند به گفتار لب خویش

در عهد کلام تو گروهی که بهوشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۱۴تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱۵غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۶آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱۷چون شبنم می بر رخ جانان بنشیند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۸سوز دل عاشق ز تماشا ننشیند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۹در کودکی از جبهه من عشق عیان بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۲۰در زیر فلک چند خردمند توان بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۲۱تامنزل من بادیه بیخبری بود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.