پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۷

خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند

پیکان به ازان غنچه که چیدن نگذارند

غیر از لب افسوس گزیدن چه علاج است

آن راکه لب یار گزیدن نگذارند

بوسیدن کنج لب ساقی چه خیال است

آن را که لب جام مکیدن نگذارند

بال وپر ارباب هوس غنچه نگردد

جایی که مرا چشم پریدن نگذارند

هر چند شد از گریه ما خط بتان سبز

نظاره ما را به چریدن نگذارند

فریاد که چون شوره زمین دانه ما را

این شورنگاهان به دمیدن نگذارند

هرچند شود خون دل عشاق ز غیرت

خونابه دل را به چکیدن نگذارند

چون سیل سبکسیر درین بادیه ما را

از پای طلب خار کشیدن نگذارند

اندیشه پابوس خیالی است زمین گیر

ما را که به گرد تو رسیدن نگذارند

فریاد که چون غنچه مرا هرزه درایان

در کنج دل خویش خزیدن نگذارند

صائب چه خیال است که در دست من افتد

از دور گلی را که به دیدن نگذارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰۹حکم است که کار شب آدینه بسازند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۱۰از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۱از دست رود خامه چو نام تو نویسند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱۲در کوی خرابات گروهی که خموشند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۳آنها که به فردوس رخ یار فروشند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۴تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱۵غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۶آنها که نظرباز به نو خط پسرانند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.