پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۶

داغی که مرا بر دل دیوانه گذارند

شمعی است که بر تربت پروانه گذارند

جمعی که قدم بر در میخانه گذارند

شرط است که سربر خط پیمانه گذارند

از بیخبران شو که کلید درخلدست

پایی که درین مرحله مستانه گذارند

بر شعله بیباک بود سیلی صرصر

دستی که مرا بر دل دیوانه گذارند

مستان خرابات به یادلب ساقی است

گاهی لب اگر بر لب پیمانه گذارند

غافل مشواز حلقه تسبیح شماران

زان دام بیندیش که از دانه گذارند

بردار نقاب ای صنم از حسن خداداد

تا کعبه روان روی به بتخانه گذارند

من در چه شمارم که تذروان بهشتی

دل بر گره دام تو چون دانه گذارند

افلاک کمانخانه وما تیر سبکسیر

ما را چه خیال است درین خانه گذارند

مسطر بود از خودقلم راست روان را

آن به که عنان دل دیوانه گذارند

چون پرتو خورشید برآیندتهیدست

آنها که قدم بر در هر خانه گذارند

رمزی است ز پاس ادب عشق که مرغان

شب نوبت پرواز به پروانه گذارند

صائب بزدا زنگ غم از دل که شود خشک

باغی که در او سبزه بیگانه گذارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰۸هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰۹حکم است که کار شب آدینه بسازند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۱۰از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۱۱از دست رود خامه چو نام تو نویسند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۲در کوی خرابات گروهی که خموشند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۳آنها که به فردوس رخ یار فروشند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱۴تا حسن گلو سوز تو در جان شرر افکند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۵غفلت زدگان دیده بیدار ندانند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.