پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۱

کیفیت می زاهد فرزانه نداند

تا سرنکند در سرپیمانه نداند

زاهد که بود خشک تر از دانه تسبیح

حق نمک گریه مستانه نداند

در کعبه ام ویاصنم آید به زبانم

سرگرم جنون کعبه وبتخانه نداند

عمری است سراسر رو آن کوچه زلف است

چون موی به موحال دلم شانه نداند

با آن که دوصد میکده پرداخته ماست

می خوردن ما را لب پیمانه نداند

آن بلبل مستم که اگر در شکن دام

در بال گره افتدش ار دانه نداند

شوخی که ندارد نگه گرم به عاشق

شمعی است که دل سوزی پروانه نداند

هر کس به سخن خویش نزدیک ندارد

صائب مزه معنی بیگانه نداند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰۳در خویش چو گردون نکنی تا سفری چند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰۴جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۰۵خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰۶داغی که مرا بر دل دیوانه گذارند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰۷خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۰۸هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۰۹حکم است که کار شب آدینه بسازند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۰از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.