پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۰۴

جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند

در پرده دل شب همه شب باده گسارند

هر چند که در پرده شرمندنکویان

چون باز نظر دوخته در فکر شکارند

لاغر کن دلها ز سرینهای گرانسنگ

فربه کن غمها ز میانهای نزارند

در ریختن دل همه چون باد خزانند

در پرورش جان همه چون ابر بهارند

یارب نرسد گرد غمی بر دل ایشان

هر چند غم صائب بیچاره ندارند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴۰۶داغی که مرا بر دل دیوانه گذارند
  2. غزل شمارهٔ ۴۴۰۷خون بهتر ازان می که چشیدن نگذارند
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۰۸هر نقطه کز این دایره بیکار شمارند
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰۹حکم است که کار شب آدینه بسازند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۱۰از دشت به حی مردم دیوانه نسازند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۱۱از دست رود خامه چو نام تو نویسند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۱۲در کوی خرابات گروهی که خموشند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۱۳آنها که به فردوس رخ یار فروشند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.