پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۸۱

دل سخت چو گردید نصیحت نپذیرد

سنگ از قدم راهروان نقش نگیرد

فریاد که جز عکس مراد آینه ما

از ساده دلی صورت دیگر نپذیرد

سوزددل عشاق فزون شعله آواز

در سوخته آتش نتواند که نگیرد

از آب شود آتش یاقوت فروزان

از مهر دل هر که شود زنده نمیرد

رنگین مکن از باده لعلی رخ محجوب

کاین آینه از آب گهر زنگ پذیرد

برسنگ زند گوهر بی قیمت خود را

هرکس که ازین سنگدلان گوشه نگیرد

حیران جمال تو چو آیینه تصویر

گر آب شود صورت دیگر نپذیرد

در دعوی تجرید مریدی که تمام است

همت گه درمانگی از پیر نگیرد

هر جا که شود خامه صائب گهرافشان

دریا ز صدف گوش محال است نگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۸۳سرگرم تو با کشمکش دار نسازد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۸۴از عود دل گرم من اخگربگریزد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۸۵روزی که مرا موج نفس دام سخن شد
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۸۶از حسن غریب تو جهان صبح وطن شد
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۸۷تیغ تو می وساقی وپیمانه من شد
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۸۸یوسف شود آن کس که خریدار تو باشد
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۸۹در راه توهر کس دل ودین باخته باشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۹۰عاشق غم اسباب چرا داشته باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.