پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۹۶

با کعبه پرستار ترا کار نباشد

آیینه ما روی به دیوار نباشد

مجنون نتوان گشت به ژولیدگی موی

مستی به پریشانی دستار نباشد

از کوچه زخم است ره کعبه مقصود

دوزخ به ازان سینه که افگار نباشد

چون مهر به راز دل هرذره رسیدیم

یک نقطه ندیدیم که در کار نباشد

نادیدنی از اهل جهان چند توانی دید

آیینه چرا تشنه زنگار نباشد

جان در تن کس نرگس بیمار تو نگذاشت

ای وای اگر چشم تو بیمار نباشد

باغی که در او بلبل آتش نفسی هست

محتاج به خارسردیوار نباشد

مکتوب مرا در بغل خود که گذارد

در کوی توگر رخنه دیوار نباشد

شدگوش صدف پرگهراز فکرتو صائب

بالاترازین رتبه گفتار نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹۸زخمی که ز تیغ تو مرا بر سپر آمد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۹۹تا خنده ازان غنچه مستور برآمد
  3. غزل شمارهٔ ۴۴۰۰آن آفت جان بر سر انصاف نیامد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰۱کیفیت می زاهد فرزانه نداند
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰۲فیض دم صبح از لب خندان تو یابند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۰۳در خویش چو گردون نکنی تا سفری چند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۰۴جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۰۵خوش وقت گروهی که در اندیشه یارند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.