پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۹۵

شرمی که بود ساخته مطلوب نباشد

شهباز نظر دوخته محجوب نباشد

یوسف صفتی را که زلیخا برداز راه

پروای نظربازی یعقوب نباشد

از چهره بی شرم شود عشق هوسناک

زان حسن بپرهیز که محجوب نباشد

حسنی که ز صورت نبود معنی او بیش

گرماه تمام است که مرغوب نباشد

درد همه کس بیشتر از تاب و توان است

در پله خودکیست که ایوب نباشد

چندان که چو گل گوش فکندیم درین باغ

حرفی نشنیدیم که دلکوب نباشد

بی سختی ایام بصیرت نتوان یافت

کورست هرآن ره که لگدکوب نباشد

عقل است حجاب کشش عالم بالا

دیوانه محال است که مجذوب نباشد

صائب دل عاشق به چه امید شود خون

خونخواری اگر شیوه محبوب نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۹۷تا چنددلت برمن مهجور نبخشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۹۸زخمی که ز تیغ تو مرا بر سپر آمد
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۹۹تا خنده ازان غنچه مستور برآمد
  4. غزل شمارهٔ ۴۴۰۰آن آفت جان بر سر انصاف نیامد
  5. غزل شمارهٔ ۴۴۰۱کیفیت می زاهد فرزانه نداند
  6. غزل شمارهٔ ۴۴۰۲فیض دم صبح از لب خندان تو یابند
  7. غزل شمارهٔ ۴۴۰۳در خویش چو گردون نکنی تا سفری چند
  8. غزل شمارهٔ ۴۴۰۴جمعی که دراندیشه آن چشم خمارند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.