پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

غزلیات

۳,۲۳۰ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۷۸۱ در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۷۸۲ خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
  3. غزل شمارهٔ ۷۸۳ ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند
  4. غزل شمارهٔ ۷۸۴ عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
  5. غزل شمارهٔ ۷۸۵ ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
  6. غزل شمارهٔ ۷۸۶ آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
  7. غزل شمارهٔ ۷۸۷ آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند
  8. غزل شمارهٔ ۷۸۸ آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند
  9. غزل شمارهٔ ۷۸۹ از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود
  10. غزل شمارهٔ ۷۹۰ واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
  11. غزل شمارهٔ ۷۹۱ این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
  12. غزل شمارهٔ ۷۹۲ هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
  13. غزل شمارهٔ ۷۹۳ هست مستی که مرا جانب میخانه برد
  14. غزل شمارهٔ ۷۹۴ هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
  15. غزل شمارهٔ ۷۹۵ وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
  16. غزل شمارهٔ ۷۹۶ وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
  17. غزل شمارهٔ ۷۹۷ ز اول روز که مخموری مستان باشد
  18. غزل شمارهٔ ۷۹۸ ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
  19. غزل شمارهٔ ۷۹۹ سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
  20. غزل شمارهٔ ۸۰۰ گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
  21. غزل شمارهٔ ۸۰۱ عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
  22. غزل شمارهٔ ۸۰۲ می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید
  23. غزل شمارهٔ ۸۰۳ بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
  24. غزل شمارهٔ ۸۰۴ صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند
  25. غزل شمارهٔ ۸۰۵ یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید
  26. غزل شمارهٔ ۸۰۶ یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید
  27. غزل شمارهٔ ۸۰۷ لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید
  28. غزل شمارهٔ ۸۰۸ عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
  29. غزل شمارهٔ ۸۰۹ طرفه گرمابه‌بانی کو ز خلوت برآید
  30. غزل شمارهٔ ۸۱۰ باز شیری با شکر آمیختند
  31. غزل شمارهٔ ۸۱۱ آن شکرپاسخ، نباتم می‌دهد
  32. غزل شمارهٔ ۸۱۲ خنب‌های لایزالی جوش باد
  33. غزل شمارهٔ ۸۱۳ موشکی صندوق را سوراخ کرد
  34. غزل شمارهٔ ۸۱۴ بار دیگر یار ما هنباز کرد
  35. غزل شمارهٔ ۸۱۵ شهر پر شد لولیان عقل دزد
  36. غزل شمارهٔ ۸۱۶ خلق می‌جنبند مانا روز شد
  37. غزل شمارهٔ ۸۱۷ چون مرا جمعی خریدار آمدند
  38. غزل شمارهٔ ۸۱۸ ساقیان سرمست در کار آمدند
  39. غزل شمارهٔ ۸۱۹ اندک اندک جمع مستان می‌رسند
  40. غزل شمارهٔ ۸۲۰ هر چه آن خسرو کند شیرین کند
  41. غزل شمارهٔ ۸۲۱ خنده از لطفت حکایت می‌کند
  42. غزل شمارهٔ ۸۲۲ عشق اکنون مهربانی می‌کند
  43. غزل شمارهٔ ۸۲۳ عمر بر اومید فردا می‌رود
  44. غزل شمارهٔ ۸۲۴ عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
  45. غزل شمارهٔ ۸۲۵ برنشین ای عزم و منشین ای امید
  46. غزل شمارهٔ ۸۲۶ ای خدا از عاشقان خشنود باد
  47. غزل شمارهٔ ۸۲۷ نه فلک مر عاشقان را بنده باد
  48. غزل شمارهٔ ۸۲۸ هر که را اسرار عشق اظهار شد
  49. غزل شمارهٔ ۸۲۹ هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
  50. غزل شمارهٔ ۸۳۰ صاف جان‌ها سوی گردون می‌رود
  51. غزل شمارهٔ ۸۳۱ هر زمان لطفت همی در پی رسد
  52. غزل شمارهٔ ۸۳۲ شب شد و هنگام خلوتگاه شد
  53. غزل شمارهٔ ۸۳۳ مرگ ما هست عروسی ابد
  54. غزل شمارهٔ ۸۳۴ از دل رفته نشان می‌آید
  55. غزل شمارهٔ ۸۳۵ گل خندان که نخندد چه کند
  56. غزل شمارهٔ ۸۳۶ گر نخسپی شبکی جان چه شود
  57. غزل شمارهٔ ۸۳۷ هر کجا بوی خدا می‌آید
  58. غزل شمارهٔ ۸۳۸ گر نخسپی شبکی جان چه شود
  59. غزل شمارهٔ ۸۳۹ خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
  60. غزل شمارهٔ ۸۴۰ بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد

متن اشعار به نقل از گنجور.