پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹۲

هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد

هله پیوسته دل عشق ز تو شادان باد

غم پرستی که تو را بیند و شادی نکند

همه سرزیر و سیه کاسه و سرگردان باد

چونک سرزیر شود توبه کند بازآید

نیک و بد نیک شود دولت تو سلطان باد

نور احمد نهلد گبر و جهودی به جهان

سایه دولت او بر همگان تابان باد

گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد

مصطفی بر ره حق تا به ابد رهبان باد

آن خیال خوش او مشعله دل‌ها باد

وان نمکدان خوشش بر زبر این خوان باد

کمترین ساغر بزم خوش او شد کوثر

دل چون شیشه ما هم قدح ایشان باد

شمس تبریز توی واقف اسرار رسول

نام شیرین تو هر گمشده را درمان باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹۴هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
  2. غزل شمارهٔ ۷۹۵وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد
  3. غزل شمارهٔ ۷۹۶وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۷۹۷ز اول روز که مخموری مستان باشد
  5. غزل شمارهٔ ۷۹۸ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود
  6. غزل شمارهٔ ۷۹۹سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
  7. غزل شمارهٔ ۸۰۰گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود
  8. غزل شمارهٔ ۸۰۱عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.