پرش به محتوای اصلی
مولانا

مولانا

غزلیات

۳,۲۳۰ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها
  2. غزل شمارهٔ ۲ ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بال‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۳ اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟
  4. غزل شمارهٔ ۴ اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما
  5. غزل شمارهٔ ۵ آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
  6. غزل شمارهٔ ۶ بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
  7. غزل شمارهٔ ۷ بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
  8. غزل شمارهٔ ۸ جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
  9. غزل شمارهٔ ۹ من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ مِی دِه گزافه ساقیا، تا کم شود خوف و رجا
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ ای یار ما، دل‌دار ما، ای عالم اسرار ما
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگر بار بیا
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ یار مرا، غار مرا، عشق جگرخوار مرا
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلا
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ شمع جهان دوش نَبُد نور تو در حلقه ما
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ کار تو داری صنما قدر تو باری صنما
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ کاهل و ناداشت بُدم کام درآورد مرا
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ در دو جهان لطیف و خوش، همچو امیر ما کجا
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ ماهِ درست را ببین کاو بشکست خواب ما
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ ای بگرفته از وفا گوشهٔ کران چرا چرا
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ عشق تو آورد قدح پر ز بلاها
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ عطارد مشتری باید‌، متاع آسمانی را
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ تو از خواری همی نالی نمی‌بینی عنایت‌ها
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را

متن اشعار به نقل از گنجور.