پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها

اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

امروز خَندان آمدی، مِفتاحِ زندان آمدی

بر مُستمندان آمدی، چون بَخشش و فَضلِ خدا

خورشید را حاجِب تویی، امید را واجِب تویی

مطلب تویی طالب تویی، هم مُنتها هم مُبتدا

در سینه‌ها برخاسته، اندیشه را آراسته

هَم خویش حاجَت خواسته، هَم خویشتن کَرده رَوا

اِی روح‌بخشِ بی‌بَدَل، وِی لَذّتِ علم و عمل

باقی بهانه‌ست و دَغَل، کاین علّت آمد وآن دَوا

ما زان دَغَل کَژبین شده، با بی‌گُنه در کین شده

گَه مَستِ حورَالعین شده، گَه مستِ نان و شوربا

این سُکر بین هِل عَقل را، وین نُقل بین هِل نَقل را

کَز بهرِ نان و بَقل را، چندین نشاید ماجرا

تَدبیرِ صَد رَنگ اَفکنی، بَر روم و بَر زَنگ اَفکنی

وَ اندر میان جَنگ اَفکنی، «فی اِصطِناعٍ لا یُری»

می‌مال پنهان گوشِ جان، می‌نِه بَهانه بَر کَسان

جان «رَبِّ خَلِّصنی» زَنان، والله که لاغ است ای کیا

خامُش که بَس مُستَعجِلَم، رَفتم سویِ پایِ عَلَم

کاغذ بِنِه بِشکن قَلَم، ساقی دَرآمد الصَلا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟
  2. غزل شمارهٔ ۴اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما
  3. غزل شمارهٔ ۵آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا
  4. غزل شمارهٔ ۶بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
  5. غزل شمارهٔ ۷بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا
  6. غزل شمارهٔ ۸جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
  7. غزل شمارهٔ ۹من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
  8. غزل شمارهٔ ۱۰مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.